غانم قدوري الحمد ( مترجم : يعقوب جعفرى )

39

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى )

لغت خود به كار بردند و آن ( باء ) بود و در بقيه حروف . . . « 1 » ابجدهاى سامى ، نامهاى فرضى حرف سينايى را به درجه‌هاى متفاوت حفظ كرده‌اند ، اما در اين معنا مشترك هستند كه همواره نام حرف ، از اوّل صداى هر حرفى گرفته شده است . « 2 » دانشمندان علوم عربى ، اين خاصيت را براى نامهاى حروف عربى درك نموده‌اند و با همين مطلب استدلال كرده‌اند بر اينكه الف در ترتيب ابجدى حروف ، در اصل علامت همزه بوده است . ابن جنى مىگويد : « 3 » « هر حرفى را كه نام ببرى ، در نخستين حروف نامگذارى شده آن همان لفظ بعينه وجود دارد . آيا نمىبينى كه وقتى مىگويى : جيم ، اولين حرف آن ( ج ) است و چون مىگويى : ( دال ) نخستين حرف آن ( د ) است و وقتى مىگويى ( حاء ) اولين چيزى كه به زبان مىآورى همان ( حاء ) است و همين طور وقتى مىگويى : ( الف ) اولين حرفى كه به آن نطق مىكنى همزه است و . . . » از وحدت نامهاى حروف ، در ابجدهاى مختلف ، اصل عمومى مشتركى به دست مى آيد كه تمام ابجدهاى سامى و لاتينى « 4 » از آن متفرع شده‌اند و نامهاى حروف عربى به شكلى خاص به اين اصل كلى مشترك اشاره دارد . 3 . تكامل شكلهاى حروف عربى اگر ترتيب حروف عربى و نامهاى آن در اشاره‌اى كه به ارتباط آن ، با ابجدهاى سامى ديگر دارد ، از توضيح تطور كتابت عربى و بيان جايگاه آن ، ناتوان باشد بررسى شكلها و صورتهاى حروف ، در نقوش متعدد به دست آمده ، قادر است كه پژوهشگران را به ريشه

--> ( 1 ) فليپ حتى ، تاريخ العرب ، ( ترجمهء عربى ) بيروت ، دار الكشاف ، 1949 م ، ج 1 ، ص 93 ، جواد على ، ج 1 ، ص 204 . شيخ عبد اللّه علايلى در كتاب خود ( مقدمة لدرس لغة العرب ) همين انديشه را دارد و آن را اساس نظر خود بر دورهء اوّل از ادوار تطور لغت قرار داده است ( بنگريد به : عبد الصبور شاهين ، فى التطور اللغوى ، قاهره ، چاپخانه عالمية ، 1975 م ، ص 97 ) و نيز : . 137 . P ، 1969 ، - BEREZIN ( F . M ) : lecture on liguistics . Moscow . 544 . P 1970 ، - Hockett ( Charles F . ) A Course in Modern Linguistics , Indian ( 2 ) بنگريد به جدول نامهاى حروف در بعضى از ابجدهاى معروف در : 669 . . Atkinsom P ( 3 ) سر صناعة الاعراب ، ج 1 ، ص 47 . ( 4 ) جواد على ، ج 1 ، ص 207 .